محمد تقي جعفري

78

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

مترفين ( خودكامگان در استفاده از قدرت مالى ) بوده‌اند آياتى كه با بيانات گوناگون دستور به رام كردن قدرتهاى مقامى و مالى مىدهد فراوان است و مسلم است كه رام كردن قدرت بدون آگاهى مردم به هويت و ارزش و كاربرد قدرت و همچنين بدون تصفيهء روانى و اخلاقى كسانى كه وسايل اجراى قدرت در اختيار آنان قرار مىگيرد امكان ناپذير است آيا مىتوان براى قدرتپرستان سلطه گر اثبات كرد كه عشق تسلط برجانهاى آدميان ، با عشق به سركشيدن پيالهء زهر مساوى است آيا اين بيت را از مولانا جلال الدين شنيده‌ايد كه مىگويد : هر كه را مردم سجودى ميكنند زهرها در جان او مىآكند آيا اين عبارات زير را از امه سه زر خوانده‌ايد « نخست بايد ديد كه استعمار چطور خود استعمارگر را از تمدنبرى و او را به معناى دقيق كلمه حيوان مىكند و واپس مىبرد . همهء غرايز نهانى : طمع ، خشونت و نفرتنژادى و تفسير يك جانبهء اخلاقى را در او بيدار مىكند . بايد نشان داد كه هروقت كه در ويتنام سرى بريده مىشود ، يا چشمى سوراخ مىگردد و در فرانسه آن را تحمل ميكنند ، هر وقت دختر بچه اى را بىناموس ميكنند و در فرانسه چيزى نمىگويند ، هر وقت يك ماداگاسكارى را شكنجه مىدهند و در فرانسه آن را زير سبيلى رد ميكنند ، يك تجربهء » تمدن « تمام قد خودنمايى مىكند ، يك واپسگرايى جهانى انجام مىشود . و در آخر تمام اين پيمانهاى شكسته و تمام دروغهاى گفته شده و تمام لشكركشىهاى تحمل شده و تمام اسيران زنجير شده و » بازپرسى « شده ، تمام ميهنپرستان شكنجه ديده ، در انتهاى اين غرور نژادى به جوش آمده و خودستايى تو ذوق زننده ، زهر است كه به رگهاى اروپا ريخته مىشود و قارهء اروپا را به نحوى آهسته ، اما بطور يقين ، به سوى توحش ميراند . » ( 1 )

--> ( 1 ) گفتارى در باب استعمار امه سه زر ترجمه آقاى منوچهر هزارخانى ص 16